<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عرفان سلامت </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 15:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آوای شفابخش و اسرار موسیقی</title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://uploadpad.com/files/fggr45gh.GIF&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN id=mtnl dir=rtl&gt;همان‌طور كه اغلب ما می‌دانیم همه چیز در خلقت موسیقی خودش را خلق می‌كند و ارتعاشات آن بر كل هستی اثر می‌گذارد، هرچند تأثیراتش كمتر از آن چیزی باشد كه شنیده یا احساس می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در هر حال تمام اصواتی كه می‌شنویم و یا نمی‌شنویم طنینی در ما ایجاد می‌كنند كه می‌توانند الگوهای ارتعاشی ما را تغییر دهند. بعضی از آنها عملكرد هماهنگ ما را ناموزون می‌كنند و برخی دیگر ما را با نیروی حیاتی كه در درونی‌ترین هسته هر چیز است، نزدیك می‌كنند و انرژی‌های ما را با هستی هماهنگ می‌سازند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بد نیست بدانیم تمام سلول‌ها و اعضای بدن ما هم به طور دائم در ارتعاش‌اند و هر عضو با فركانس مخصوص خودش صوتی را ایجاد می‌كند كه با یكدیگر تركیب شده، آهنگ ویژۀ كل بدن را بوجود می‌آورد. در بدن سالم این اصوات، هم‌ساز، هماهنگ و موزون‌اند ولی وقتی عضوی دچار بیماری می‌شود نت‌های آن عضو نامیزان شده و همسازی آن بهم می‌خورد. به هرحال آگاهی به این اصل كه اساس بدن ما، شبكه‌ای ازاصوات است، كشف بزرگی به‌حساب می‌آید كه البته باید یادآوری كنم این كشف یعنی آخرین یافته‌های علمی در این مورد همان اندیشه و دانش بزرگان، خردمندان و روشن‌بینان قدیم را تأیید می‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر به تاریخ رجوع كنیم می‌ببینیم كه درتمام دوران، موسیقی و طبابت با یكدیگر پیوند داشته‌اند و در برخی ادیان و فرهنگ‌های كهن از ریتم طبل‌ها، نواختن زنگ‌ها، خواندن ذكرها و سرودها و دعاهای مذهبی یا آیینی برای دفع ارواح شرور و خروج امراض از كالبد بیماران استفاده می‌شده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در كتاب مقدس می‌ببینیم كه موسیقی بخش عمده‌ای از زندگی مردم را تشكیل می‌داده و منبع قدرت و شفای آنها محسوب می‌شده است. حتی وقتی سلطان «شائول» بیمار شد، خادمین او مأمورینی را به‌دنبال حضرت داود فرستادند چون در نواختن چنگ ماهر بود و می‌توانست او را آرام كند و داود با نواختن چنگ او را درمان كرد.‌ حضرت زرتشت هم با كلام مقدس و خواندن اوراد و ادعیه با صوتی خوش‌آهنگ مریض‌ها را به‌خصوص بیماران صرعی، پوستی، چشمی و افلیجان را شفا می‌داده است (...) در مصر و بین‌النهرین موسیقی و شفا با معابد و مراسم مذهبی همراه بود و در یونان برای تنظیم هارمونی عناصر بدن استفاده می‌شد. رومی‌ها هم به نیروی شفابخش موسیقی معتقد بودند و از آن برای درمان طاعون، مارگزیدگی، بی‌خوابی، بیماری‌های روانی و جنون استفاده می‌كردند. درایران و چین و هند باستان نیز اصوات و موسیقی‌های به‌خصوصی را شفابخش و مرتبط با روح انسان می‌دانستند و از آن برای تعادل، ارتقاء آگاهی وسلامت ذهن و بدن استفاده می‌كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروزه آزمایشات و تحقیقات علمی هم ثابت كرده‌اند كه اصوات و موسیقی اثرات گوناگونی بر فیزیولوژی می‌گذارند. مثلاً اخیراً اثرات اصواتی به‌خصوص، در دانشگاه اوهایو بر روی سلول‌های سرطانی كه در آزمایشگاه كشت شده بودند، آزمایش شده است. نتایج بدست آمده شگفت‌آور بوده، آن اصوات میزان رشد سلول‌های سرطانی را به شكلی آشكار كاهش داده بودند. هم‌چنین تحقیقات نشان داده‌اند كه اصوات و انواع ریتم‌های موسیقی، اثرات مختلفی روی واكنش‌های روانی، ضربان نبض، تنفس، فشارخون، امواج مغزی، قابلیت هدایت الكتریسته پوست، ترشحات معده، انقباضات عضلانی، اتساع مردمك چشم (...) دارد. یافته‌های تعداد بسیاری از مطالعات تحقیقاتی آشكار كرده‌اند كه پخش موسیقی هماهنگ و آرامش‌بخش، مصرف اكسیژن و میزان متابولیسم را كاهش داده و لزوم تجویز داروهای مسكن و آرام‌بخش را بیش از30 درصد پایین می‌آورد. درحال حاضر در بخش زایمان مركز پزشكی دانشگاه كانزاس به‌طور منظم از موسیقی استفاده می‌شود و باعث شده كه مقدار كاربرد داروهای بیهوشی كاهش پیدا كند و طول مدت دردهای زایمان كوتاه شود.   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طبق نظر متخصصین و محققین در این زمینه، دانش بكارگیری اصواتی به‌خصوص می‌تواند نتایج درمانی قابل توجه‌ای را بدست آورد. برهمین اساس نظریه‌ها، سیستم‌ها و روش‌های مختلفی برای درمان بیماری‌ها از طریق موسیقی و اصوات در دنیا ابداع شده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مثلاً دریك نوع آن دستگاه‌های الكترونیك پخش‌كننده امواج صوتی به‌كار می‌رود. امواج حاصل از این دستگاه فركانس‌های نامطلوب مولد بیماری را از بین می‌برد و در یك روش دیگر كه ریشه در طب كهن هند دارد، از الگوهای صوتی آغازین طبیعت استفاده می‌شود و مدعی است كه تأثیرات مثبتی بر بدن و ذهن می‌گذارد. یا یك سری اصوات هستند كه برای هدایت نیروی حیاتی چی استفاده می‌شود و ریشة آن به طب قدیم چین برمی‌گردد و اعتقاد بر این است كه این اصوات به‌خصوص هر كدام بر روی عضو خاصی از بدن تأثیر می‌گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یك روان‌شناس انگلیسی به نام «پال نیوهام» هم روشی را ابداع كرده كه از تركیب آواز و برخی اصوات به معالجه و درمان بیماری‌های مراجعین خود می‌پردازد. بیماران از این طریق روح و روان خود را به‌وسیله عمق صدای وجود خویش كه ازطریق تحقیرشدن‌ها، مصائب، درگیری‌ها و شكست‌های زندگی به فراموشی سپرده شده‌اند، احیاء می‌كنند. هم‌چنین موسیقی‌های هماهنگی كه بر اساس ریتم طبیعت تنظیم شده‌اند و اثرات تعادل‌بخش و احیاءكننده بر سلامتی ما می‌گذارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; گذشته از آنچه گفته شد، نباید فراموش كرد كه قوی‌ترین و مجرب‌ترین روشی كه برای بهره‌گیری از تاثیرات مثبت و شفابخش اصوات خاص وجود دارد استفاده درست از اسماء الهی است. توضیحات مختلفی برای چگونگی اثرگذاری این اصوات استثنایی بیان شده است از جمله این‌كه این ذكرها حامل ارتعاشات صوتی و انرژی معینی هستند كه قصد و عمل مؤثرشان تغذیه روح ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  همان‌طور كه می‌دانید پیروان هر آیین و مذهبی در سراسر دنیا با خواندن اوراد و اسماء الهی، همدلی و همبستگی خود با یكدیگر و رابطه‌شان را با خدای خود آشكار می‌كنند و از این طریق به تزكیه، انرژى گرفتن و قدرت بخشیدن به جسم، ذهن و روح خود كمك مى‏كنند. این روش راه مؤثری براى كاهش ترس و اضطراب است و انرژی‌های منفى را از بین می‌برد. هم‌چنین مراكز انرژی ما را پاكسازى می‌كند و به هماهنگى سیستم انرژى در سرتاسر بدن‌مان كمك می‌نماید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: normal; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;البته تمام اصواتی هم كه در طبیعت وجود دارند، ارتعاشاتی موزون ایجاد می‌كنند و از این طریق ما را با بزرگ‌ترین سمفونی خلقت هماهنگ می‌سازند. صداهایی هم‌چون ریزش باران، وزش باد، صدای رودخانه و نغمۀ پرندگان.&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا صداهای طبیعت و آواز پرندگان همان اسماء الهی نیست. همان‌طور كه خداوند می‌فرماید: «همۀ آنچه در آسمان‌ها و زمین‌اند تسبیح‌گوی خداوند هستند.»در این صورت راه دوم بهره‌گیری از بركات نام‌های خداوند كه عالی‌ترین مانتراها محسوب می‌شوند (پس از ذكر اسماء الهی) دریافت این اسماء مقدس از دل اصوات طبیعی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;منبع : علوم باطنی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 15:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت عارفان و مرتاضان </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://uploadpad.com/files/gtt230.GIF&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;انسان دارای روحی است كه اگر تقویت‏شود، قدرت تصرف در امور و اشیای دیگر را به دست می‏آورد . البته این تصرف بر اساس نظام علی و معلولی است . مرتاضان و كسانی كه كارهای خارق العاده انجام می‏دهند، تا حدودی دارای كارهایی هستند كه نوعی كرامت‏شمرده می‏شود و از این جهت‏با عرفا و صاحبان ولایت تكوینی تشابه دارند . دلیل آن را نیز باید در این نكته جست و جو كرد كه نظام جهان بر اساس علت و معلول است و هر پدیده‏ای بر اساس علتی موجود می‏شود . علت‏برخی امور روشن و واضح است . چنان كه علت عادی توقف قطار ترمز لكوموتیوران است؛ اما علت‏برخی از كارها خلاف عادت است . مثل این كه كسی با قدرت روحی خود قطار را متوقف می‏كند . &lt;BR&gt;روح انسان فرمانده بدن است و كلیه كارهای بدن سالم تحت فرمان او انجام می‏شود . برخی از نفوس به دلیل تمرین‏ها و ریاضت‏های خاص چنان قوی می‏شوند كه می‏توانند افزون بر بدن خود، در انسان‏ها و اشیای دیگر نیز حالت تدبیر داشته باشند . انسانی كه اراده خود را قوی كرد، امكان می‏یابد بر امور و پدیده‏ها تأثیر بگذارد . این جزئی از نظام علت و معلول جهان مادی و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زیرا نفس انسان مظهر خداوند است و در صورتی كه تقویت‏شود، توان تصرف و انجام كارهای خلاف عادت را به دست می‏آورد . &lt;BR&gt;تقویت نفس با تمرین‏هایی كه اصطلاحاً ریاضت‏خوانده می‏شود، حاصل می‏گردد . ریاضت دو گونه است: ریاضت‏شرعی كه مطابق با شرع و با راهنمایی معنوی ولی الله الاعظم - &lt;FONT color=#cc3399&gt;سلام الله علیه&lt;/FONT&gt; - انجام می‏شود؛ و ریاضت‏های غیر شرعی . پویندگان راه شریعت‏به مدارج قرب الاهی و ولایت تكوینی نائل می‏آیند؛ اما آنان كه از روش‏های غیر شرعی بهره می‏برند، تنها توان تصرف در برخی امور را به دست می‏آورند . عرفا و مرتاضان از جهت‏بروز كرامت‏با هم تشابه دارند و هر دو كارهای خارق العاده انجام می‏دهند . البته آن كه به مقام قرب وارد شد و از خود فانی گردید، در صدد بروز كرامت و كارهای خارق العاده نیست، و آنچه از وی عیان می‏شود، اموری است كه از وسعت وجودی‏اش ریزش می‏كند . &lt;BR&gt;آری، برخی انسان‏ها به واسطه قدرت روحی خود می‏توانند كارهای خارق العاده انجام دهند؛ زیرا نظام عالم براساس علت و معلول است، برخی از علت‏ها برای ما روشن است و آن‏ها را علت‏های عادی می‏خوانیم و برخی برای ما آشكار نیست و آن‏ها را خلاف عادت می‏پنداریم . كارهای خلاف عادت این افراد به نفس انسانی ریاضت كشیده منتسب است . بین این انسان‏ها و عارفان تفاوت‏های زیر قابل توجه می‏نماید: &lt;BR&gt;1 . عارف به مقام قرب بار یافته، براساس دستورهای شرعی به مقامی رسیده است كه می‏تواند كارهای خدایی انجام دهد . امام صادق - سلام الله علیه - می‏فرماید: &lt;FONT color=#cc3366&gt;العبودیة جوهرة كنهها الربوبیة، فما فقد فی العبودیة ود فی الربوبیة و ما خفی عن الربوبیة اصیب فی العبودیة&lt;/FONT&gt; بندگی گوهری است كه حقیقت آن مقام ربوبیت [تصاحب در امور] است . پس آنچه در بندگی پنهان است، در مقام ربوبیت‏یافت می‏شود و هر آنچه در مقام ربوبیت پنهان باشد، با بندگی حاصل می‏شود . «رب‏» به معنای مالك و صاحب است كه در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد . بدین اعتبار یكی از اسمای حسنای حضرت حق «رب‏» (صاحب اختیار تمام موجودات) است . «مقام ربوبیت‏» یعنی مقام تصرف در امور و اشیا . روایت‏شریف می‏گوید: آن كه به مقام بندگی راه یافت ، دارای گوهری می‏شود كه می‏تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و كنه بندگی مقام ربوبیت است و آن كه بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم «رب‏» خدای جهانیان می‏گردد . ظاهر بندگی در دنیا اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی . بنابراین، آن كه به مقام قرب الاهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست می‏آورد . عرفا براساس همین مقام كارهای خارق العاده انجام می‏دهند؛ اما مرتاضان باتمرین‏های خلاف شرع نفس خود را تقویت می‏كنند . &lt;BR&gt;2 . هدف عرفا بروز كرامت نیست . هدف آن‏ها بندگی خدا و دعوت مردم به توحید و بندگی خداوند متعال است و كراماتشان در جهت دعوت مردم به ماورای طبیعت و حقایق معنوی یا كمك به رفع مشكلات مردم تحقق می‏یابد . در حقیقت مثل آن‏ها مثل ظرف لبریز از آب است كه گاه آب از آن سرازیر می‏شود؛ اما هدف مرتاضان رسیدن به شهرت یا تقویت نفس است . &lt;BR&gt;3 . عرفا بسته به درجه قربشان دارای قدرت تصرف و كارهای خارق‏العاده متنوع و گسترده‏اند؛ زیرا آن‏ها خدایی شده‏اند وخدای عالم نامحدود است . پس هر چه بهره آن‏ها از فیض الاهی بیش‏تر باشد، قدرت بیش‏تری دارند . در حالی كه مرتاضان از قدرت محدود و كارهایی با تنوع اندك بهره می‏برند؛ مثلاً آن‏ها نمی‏توانند مرده زنده كنند، ولی عارف بالله با اجازه الاهی مرده زنده می‏كند . &lt;BR&gt;4 . تمام كارهای عارفان با توجه به اجازه و رضایت الاهی براساس شرع و فضائل اخلاقی است؛ بدون اجازه الاهی به هیچ كاری دست نمی‏یازند و در همه حال بنده اویند . مقام آن‏ها مقام فنای فی الله و بقای بالله است؛ برخلاف مرتاضان كه براساس خواهش نفس كار می‏كنند و چه بسا كارهای خلاف اخلاق نیز انجام می‏دهند . &lt;BR&gt;5 . كارهای مرتاضان بر آموزش وتمرین استوار است و انجام هر كاری با آموزش و تمرین و پشتكار فرد میسر می‏شود؛ اما عارف بر اساس بندگی و مقام قرب دارای قدرت تصرف می‏شود و در این جهت از كسی آموزش خاصی نمی‏بیند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;منبع :http ://www.rasekhoon.net&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 15:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارواح مقدس ; چشمه هاي شفا</title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://uploadpad.com/files/images.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درد و رنج جسم و جان بر بسیاری چیره شده و بسیاری در پی شفا و درمان‌اند. و باز بسیاری در جستجو برای شفاگران، دچار اغواگران می‌گردند... اما به ‌راستی شفادهنده كیست؟ و شفادهنده راستین را چگونه می‌توان شناخت؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ شفایی جز از روح الهی سرچشمه نمی‌گیرد و شفای راستین جز به مدد آن میسر نیست. از اینروست كه بزرگترین شفاگران جسم و جان، ‌كسانی به جز اولیاء‌ و مردان حق نیستند. این بزرگان، چه در قید حیات باشند و چه نه، آثار روح بزرگشان به اشكال مختلف ظاهر می‌شود كه یكی از این اشكال، شفاست. در مورد برخی از این بزرگان، این جنبه بسیار بارز و ‌آشكار بوده، در مورد برخی نیز در زمان حیاتشان پنهان بوده و بعد از مرگشان چهره آشكاری یافته است. یقیناً شما نیز تابحال گزارشات متعددی از شفای بیماران با توسل به ارواح اولیاء و ائمه شنیده‌اید. بزرگانی كه قرن‌ها پیش می‌زیسته‌اند. این درمانگران به ظاهر غایب، هر كدام در آرامگاه خود بسیاری را آرامش بخشیده‌اند و آرامگاهشان مانند درمانگاهی آسمانیست كه تنها قیمت درمان، توجه و ایمان بیمار است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه شما این درمانگاههای آسمانی را می‌شناسید. یك درمانگاه بزرگ در مشهد و درمانگر آسمانی‌اش امام رضا(ع)، یكی در كربلا و درمانگرش امام حسین‌(ع)، یكی در نجف و درمانگرش امام علی(ع)، و آن یكی در قم و درمانگرش حضرت معصومه‌(س)...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه بسیارند كسانی كه هر ساله به شوق دریافت شفا به پابوس حضرتش می‌روند و در حرمش سكنی می‌گزینند. ولی چرا همه آنها شفا نمی‌یابند؟ چرا تنها عده اندكی از این موهبت بهره‌مند می‌گردند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این اصلی اثبات شده است كه «&lt;FONT color=#993366&gt;به هرچه توجه كنید به تناسب توجه‌تان با آن رابطه برقرار می‌كنید&lt;/FONT&gt;». هر چه این توجه عمیق‌تر باشد، ‌سطح رابطه نیز عمیق‌تر است. ارتباط با ارواح مقدس نیز از این قاعده مستثنی نیست. حتماً اشخاصی را دیده‌اید كه روزها خود را به ضریح می‌بندند. وقتی این عمل بیرونی با یك خیرگی درونی توأم می‌شود و به‌عبارتی تنها مشغله آنها در آن زمان توجه به امام و طلب كمك از او می‌شود، و نگاه و توجه‌شان تنها به یك نقطه و بر یك هدف متمركز می‌‌گردد، در اثر این توجه، ارتباط برقرار می‌شود. شخص قادر می‌گردد با روح امام، ارتباط برقرار كند و بنا بر هدف و قصد خود، ‌از طریق توسل به آن امام،‌ از جریان شفا بهره‌مند گردد. بنابراین، كسانی كه از این موهبت محروم می‌مانند از توجه كافی برخوردار نیستند و در واقع بر روح شفاگر الهی، تمركز و توجهی ندارند. به‌عبارتی بدون عمل،‌ در انتظار نتیجه‌اند. اما نكات دیگری هم هست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخی طلبكار شفایند و برخی خواستار شفا و برخی تسلیم امر صاحب شفا. گویا هر چه متواضعاته‌تر بخواهیم، ارتباط‌مان سریع‌تر و عمیق‌تر برقرار می‌گردد و به‌خواسته خود می‌رسیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از سوی دیگر، برخی بارگاه این بزرگان را مانند یك آزمایشگاه می‌بینند و این‌طور به آن وارد می‌شوند كه «این همه راه‌های گوناگون را آزمایش كردیم و توفیقی حاصل نشد، این راه را هم امتحان می‌كنیم،‌ شاید جواب دهد» و خود این تصور كه با شك و تردید همراه است به عاملی بازدارنده برای برقراری ارتباط منجر می‌گردد و از سویی چون به‌ آزمایش گذاشتن قدرت الهی است، نوعی بی‌حرمتی و اهانت به ساحت حق است كه روشن است به نتیجه دلخواه منجر نخواهد شد. عوامل بسیار دیگری هم هستند كه منجر به تضعیف یا تخریب این ارتباط درونی و در نتیجه، عدم بهره‌گیری از جریان شفا می‌گردند اما  آنچه اهمیت دارد اینست كه ایمان و توجه عمیق، همه موانع را كنار می‌زند و نور را به سوی ما می‌خواند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در طول تاریخ، مدعیان دروغین (خاصه در موضوع درمان و شفا) و سودجویانی كه  آنان را علمّ كرده‌اند به فراوانی به چشم می‌خورند. برخی از مراكز و روش‌های قلابی شفا نیز دست ساخته چنین سودجویانی هستند. آنان به قصدهای مختلف كه می‌توانسته جلب‌نظر مردم و دستیابی به اهداف مادی باشد،‌ با اقدامی فریبكارانه مراكزی دروغین بر پا می‌داشتند و عده‌ای ساده‌لوح نیز بر این فریب دامن می‌زدند. امروزه نیز این فریب هم‌چنان ادامه دارد اما اشكال مدرن‌تری به خود گرفته است. به‌جای امامزاده‌ها، یوگی‌ها و سوامی‌ها (ی عموماً هندی) علمّ شده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به‌جای مقابر مقدس، «سنتر» راه می‌اندازند. اما اگر هوشیار باشیم، تشخیص حق از ناحق بسیار سهل و ساده خواهد بود. كمی دقت كنیم آنچه را كه از آنِ آن هستیم و او از آنِ ماست، به امید آنچه از ما نیست و ما هم از آنِ آن نیستیم از دست ندهیم. آنچه را دیده‌ایم و لمس كرده‌ایم به ‌آنچه شنیده‌ایم، وانگذاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شفاگران الهی را دریابیم كه شفای الهی همیشه از آن ما خواهد بود. شفای پایدار جسم و جان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سرانجام اینكه:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;آب در كوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم                            یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt; منبع : علوم باطنی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 06:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایمان به خدا، مافوق همه امور</title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>در آیه 13 سوره جن، گروهی از جن که قرآن را از زبان پیامبر شنیده بودند می گویند: « &lt;FONT color=#cc3366&gt;و انا لما سمعنا الهدی امنا به&lt;/FONT&gt;» به قومشان می گویند ما وقتی که هدایت را شنیدیم - مقصود قرآن است: بانگ قرآن را که شنیدیم - ایمان آوردیم، معطل کسی نشدیم، چون شنیدیم ایمان آوردیم. کانه می خواهند به آنها جواب بدهند «در مقابل این اعتراض» که این چه کاری است! شما، گروهی جزء جمع ما، رفتید آنجا قرآن را شنیدید، می خواستید اول بیایید اینجا با ما در میان بگذارید، با همدیگر مشورت کنیم، اگر بناست ایمان بیاوریم همه با هم ایمان بیاوریم و اگر بناست ایمان نیاوریم همه با هم ایمان نیاوریم، این چه کاری بود که شما کردید، رفتید ایمان آوردید؟ جواب دادند که مسئله ایمان به پروردگار مطرح است. رابطه ما با پروردگار قویتر است از رابطه ما با شما. انسان وقتی که پروردگار خودش را بشناسد فورا باید ایمان بیاورد. اینجا دیگر جای مشورت کردن نیست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;داستان معروف حضرت امیر است که ایشان طفل ده ساله بودند که پیغمبر اکرم به رسالت مبعوث شدند و وقتی که به منزل آمدند رسالت خودشان را اعلام کردند اول کسی که ایمان آورد از زنها، خدیجه بود و از مردها علی علیه السلام که در خانه پیغمبر بود، یک بچه ده ساله و حداکثر گفته اند دوازده ساله. بچه ده ساله هر کاری را با اجازه پدر می کند. بعضی به او رسیدند و گفتند: علی! تو از پدرت اجازه گرفتی که به پیغمبر ایمان آوردی؟ گفت: آیا خدا وقتی که می خواست مرا خلق کند با پدرم مشورت کرد و من را خلق کرد که من حالا خواستم به خدا ایمان بیاورم با پدرم مشورت کنم؟ یعنی رابطه یک انسان با خدا از رابطه اش با هر کس دیگر نزدیکتر و قویتر است. گیرم مشورت می کردم و پدرم می گفت: نه. «&lt;FONT color=#cc3366&gt;آیا باید حرف او را گوش می کردم؟»&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;اینها هم گفتند: «&lt;FONT color=#cc3366&gt;و انا لما سمعنا الهدی امنا به&lt;/FONT&gt;» ما به صرف اینکه شنیدیم منتظر کسی نشدیم و ایمان آوردیم. «&lt;FONT color=#cc3366&gt;فمن یومن بربه&lt;/FONT&gt;» هر کسی که به پروردگار و خالق و پرورش دهنده خود، آن ذاتی که از هر ذات دیگر به او نزدیکتر است، ایمان بیاورد، «&lt;FONT color=#cc3366&gt;فلایخاف بخسا و لا رهقا&lt;/FONT&gt;». (بخس یعنی نقص و کاستی. ارهاق یعنی فرا گرفتن، مقصود مسلط شدن یک امر مکروه و نامطلوب است) کسی که به خدای خودش ایمان بیاورد و پیوندش را با پروردگار خود محکم کند هیچ بیمی از کاستی و پیش آمدن کارهای سخت و نامطلوب ندارد، یعنی وقتی که پای ایمان به خدا به میان بیاید دیگر هیچ مسئله ای برای ما مطرح نیست. حال چرا قرآن این مطلب را بازگو می کند؟ برای این است که انسان هم یاد بگیرد: ای انسانها! شما از این گروه - ولو اینکه در درجه پایین تر هستند- یاد بگیرید که مسئله ایمان مافوق همه مسائل دیگر است. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;منبع :http://www.tahoorkotob.com&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 15:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنترل نفس و تلاش </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;کنترل نفس واژه ی بسیار آشنایی است که کمابیش با آن برخورد کرده ایم. اما مسئله اینجاست که خیلی از ما فکر می کنیم که این واژه فقط مذهبی است و ربطی به کارهای دیگر ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای رسیدن به موفقیت، باید بهای آنرا بپردازید. یکی از این بهاءها کنترل نفس است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فطرت انسان بگونه ای است که راحت طلب است، و در هیچ زمانی بدون دلیل کار نمی کند. انسان ها بدون دلیل بیکار می گردند، اما آنها بدون دلیل کار نمی کنند. حال برای اینکه به موفقیت برسیم، باید یک مسیری را بپیمائیم تا به هدف برسیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرض کنید زندگی رودخانه ای باشد، اگر بمانیم و دست به هیچ کاری نزنیم، دستخوش جریان رودخانه هستی خواهیم شد، و او ما را به هر کجا که مسیرش بود می برد. حال اگر بخواهیم در این رودخانه هستی به جایی که خودمان می خواهیم برسیم، باید حرکتی خلاف مسیر رودخانه را انجام دهیم. این حرکت همان کنترل نفس است. مثلا برای اینکه در رشته ای قبول شویم، باید سحر خیز باشیم، و یا روزانه زمان بسیاری را به مطالعه دروس مورد نظر بپردازیم، که اینها همه اش بر خلاف خواسته ی انسان است. این یعنی کنترل نفس، کنترل خودمان که هر کاری که دلمان خواست انجام ندهیم، بلکه آنچه را که باید انجام دهیم، انجام بدهیم. برای رسیدن به موفقیت، کار خاصی نباید انجام داد، بلکه فقط باید همان چیزهایی را که یاد داریم، به مرحله اجرا بگذاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیلی از افراد فکر می کنند که انسان های موفق شانس دارند و یا اینکه خداوند خواسته تا به این مقام برسند در حالیکه غافلند. مثلا وقتی در خیابان رد می شوید و فردی را می بینید که در کمری 2007 نشسته و رانندگی می کند، به او حسادت می ورزید و پیش خود می گویید&quot; ای خدا چرا به او عنایت کردی و به ما نکردی ؟!! مگر ما چه فرقی با او داریم؟&quot; خدای مهربان هم در پاسخ خواهد گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;چون تو می خواهی خدا خواهد چنین           می دهد حق آرزوی متقین&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او ماشین را از ما خواست و شروع به فعالیت و تلاش کرد ولی تو آن را از ما خواستی ولی هیچ تلاشی برای رسیدن آن انجام ندادی! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلا انسان است و تلاشش. تا تلاشی در کار نباشد موفقیتی در کار نیست. برای همین هم خداوند مهربان در قرآن زیبایش فرموده است:&quot;&lt;FONT color=#993366&gt;لیس للانسان الا ما سعی&lt;/FONT&gt;&quot;. هیچ موفقیت برای انسان رقم زده نمی شود، مگر هر آنچه را که تلاش کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این تلاش همان کنترل نفس است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس بیایید بار دیگر با خودمان ملاقات کنیم و از خود بپرسیم: &quot;آیا من به اندازه کافی تلاش می کنم؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;منبع :http://www.fekrbartar.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jul 2009 15:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه به آرامش روحی برسیم ؟ </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uploadpad.com/files/khmrb02.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرامش دل و روح در گرو این است که آدمی ایمان قلبی خود را تقویت کرده باشد، آن باور، روح و دل آدم را آرام می‌کند &lt;FONT color=#993333&gt;الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله، الا بذکر الله تطمئن القلوب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته می توان برای گشودن مفهوم &lt;FONT color=#993333&gt;الا بذکر الله تطمئن القلوب&lt;/FONT&gt; نخست به منشاء ناآرامی ها توجه نمود. منشاء ناآرامی در وجود انسان اضطراب از آینده مجهول، نرسیدن پاسخ به نیازهای واقعی روح مانند علم، قدرت، زندگی بی نقص و در اختیار داشتن آنچه آرزو دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بخش دیگر ناآرامی ها ترس از مخاطرات، فقر، ناامنی، مطرود شدن و غیره، بخشی هم مربوط به نفس لوامه که بخاطر لغزشها و گناهان، انسان را در بیم و هراس از عاقبت آن قرار می دهد و سرزنش می کند. چاره واقعی همة این ناآرامی ها شناخت صحیح از دنیا و آخرت و مبدأ هستی بخش عالم است تحصیل عقائد صحیح و سپس تلاش در جهت تهذیب و اصلاح رذائل اخلاقی و دیگر ادای حقوق خدا و مردم در حقیقت این اصلاحات ذکر و یاد خداست که برخی قلبی و برخی نیز عملی است در غیر این صورت انسان مبتلا به همة زشتی ها، که تصمیم و تلاشی هم برای اصلاح خود ندارد آرامشی برای او نخواهد بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;و اگر دل و نفس انسان از آن جهت که دارای تمایلات حیوانی است چموشی نماید راه رام کردن او را استاد مصباح یزدی در کتاب پند جاوید (ج1) می نویسد : یاد مرگ را به دل خود القاء کند، دل او آرام می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آدمی هر چه بیشتر بتواند دل را متوجه مرگ کند، این اسب چموش بیشتر رام می گردد. یعنی انسان به خود بفهماند که بالاخره مردن وجود دارد و هر چند الآن قوی و فعال است ولی این قوت روزی تمام خواهد شد و به پایان می رسد. (امروز در سختی و رنج بسر می برد، بهر حال دنیا موقتی است و به زودی از اینجا می رود) به هر میزان که مرگ را برای خود مجسم نماید و بیشتر به او توجه پیدا کند نفس بهتر و زودتر رام می شود لذا امیرالمؤمنین می فرمایند &lt;FONT color=#993333&gt;ذلله بذکر الموت&lt;/FONT&gt; نفس را با یاد مرگ رام کن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بنابراین آرامش روحی برای آدمی در پناه تقویت باور و اعتقاد قلبی به خداوند متعال ایجاد خواهد شد و اگر بخواهیم تمایلات حیوانی را در او از بین برده و یا کنترل کنیم از طریق یاد مرگ ممکن خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;منبع :http://www.Noorportal.net &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 13:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ايمان به يكتايي خدا </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uploadpad.com/files/ONE-01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;توحید به چه معناست ؟ توحید عبارت است از اینکه ما به یکتایی خدا ایمان داشته باشیم ، اما آيا صرف ايمان به يكتايي خدا كافي است ؟ در اين صورت ما تنها به پوسته لا اله الا الله رسيده ايم . لا اله الا الله ي كه حصن حصين و ركن ركين است . پس چاره چيست ؟ در اين مورد حديثي از امام رضا عليه السلام هست كه مي فرمايد &lt;FONT color=#cc3300&gt;كلمة لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي&lt;/FONT&gt; يعني كلمه مقدس لا اله الا الله قلعه خداست هر كس به اين قلعه وارد شود از عذاب خدا در امان مي ماند و در ادامه مي فرمايند &lt;FONT color=#cc3333&gt;بشرطها و شروطها و انا من شروطها&lt;/FONT&gt; . پس پذیرفته شدن توحيد و ايمان به يگانگي خدا شرطی دارد و آن شرط ايمان داشتن به ولايت است و ايمان داشتن به محمد و آل محمد سلام الله عليهم اجمعين است . بنابراين اگر كسي از محمد و آل محمد خط نگيرد دچار اشتباه خواهد شد . پيروي نكردن از آنها مثل اين است كه ما در كنار دريا و با وجود دريا به سوي چاله آب دست دراز كرده باشیم . حالا اگر كسي اين شرط را نپذيرد چه اتفاقي مي افتد ؟ گفتيم كه دچار اشتباه مي شود مثلا وهابيون و سني ها را در نظر بگيريد كه خود را پاك ترين انسانها مي دانند و همه را کافر می دانند جز خود را ، مي گويند خدا با الاغش در روزهاي خاصي از هفته از عرش به فرش مي آيد و به خانه مردم سرك مي كشد يا مسيحي ها را در نظر بگيريد كه مي گويند مسيح خود خدا است همين طور يهودي ها و بهایی ها و بودايي ها و ... كه هر كدام به عقايد نادرستی از خدا باور دارند . بنابراين فهم اصولي ما شيعيان از خدا به خاطر خود ما نيست بلكه به خاطر محمد و آل محمد است بايد اين را قدر دانست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;برگرفته از سخنان : شیخ مهدي دانشمند با كمي تصرف &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 18:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرانايام راحت </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uploadpad.com/files/piccyfix_1240163683_untitled.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنشينيد ، شصت راست را روي پره راست بيني قرار دهيد . انگشت اشاره و انگشت ميانه را روي پيشاني قرار دهيد . بقيه انگشتان را روي پره چپ بيني قرار دهيد . سوراخ راست بيني را با شصت راست ببنديد . آرام و يكنواخت از سوراخ چپ بيني دم بگيريد . سوراخ چپ بيني را ببنديد و چند ثانيه هوا را در ريه ها نگه داريد . بعد سوراخ راست بيني را رها كنيد و بازدم را آهسته از آن بيرون بفرستيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا حركت را تكرار كنيد . اين بار از سوراخ راست بيني دم بگيريد ، هوا را نگه داريد و بازدم را از سوراخ چپ بيني بيرون فرستيد ،  اين يك دور كامل است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يوگي هاي با تجربه در دم ، حبس نفس ، و بازدم نسبت 1:4:2 را رعايت مي كنند . يعني اگر پنج ثانيه دم بگيرند ، بيست ثانيه دم را حبس مي كنند و ده ثانيه بازدم را بيرون مي فرستند . براي اكثر مبتديان اين نسبت بيش از حد زياد ، و نسبت هاي 1:1:1 يا 1:1:2 راحت تر است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اثرات : به هضم كمك مي كند و اشتها را بهبود مي بخشد .مجراهاي بيني و سينوس ها را پاك مي كند و سيستم اعصاب را تقويت مي كند . همچنين خون را تميز و غني مي كند و اثر آرامش بخش و متمركز كننده بر ذهن دارد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توجه : شكم نبايد پر باشد و مي توانيد روزانه سه تا پنج دور كامل اين حركت را انجام دهيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;منبع : كتاب يوگا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;    &lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.uploadpad.com/files/piccyfix_1239903076_untitled.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2009 18:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعا نور است </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.uploadpad.com/files/kidkm.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ديدگاه باطني، دعاي حقيقي با «اصل دعا نور است» برابري مي‌كند. در قرآن كريم نيز آمده است: «خداوند نور آسمان‌ها و زمين است.» از آنجا كه نور حالتي يكتا و يگانه دارد، هرگاه بخواهيم كلام خود را به دعا تبديل كنيم، مي‌بايست آن‌را از نظر ارتعاشي، سرعتي و سطح فركانس، به نور نزديك نمائيم كه در آن‌صورت خود در معرض بارش‌هاي نور الهي واقع شده و موفق به تجربه حضور زنده خداوند خواهيم شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آنجا كه حضور فيزيكي انسان در اين جهان وابسته به سطح نوسانات و ارتعاشات انرژيك اوست، براي تداوم حيات مي‌بايست ارتعاشات روح او كه از طريق ذهن و مغز جاري مي‌شوند، با ارتعاشات جهان مادي هم‌فركانس بوده تا تداوم حضور جسماني او ميسر گردد. از طرفي با كاهش ارتعاشات لطيف الكترومغناطيسي روح، و تنزل به سطوح غليظ‌ تر، از ميزان انرژي باطني و هماهنگي ذهن انسان با ذهن كيهاني كاسته شده، حساسيت گيرنده‌هاي فراحسي او به شدت تقليل يافته و بعضاً امكان برقراري ارتباط با خداوند در او تضعيف مي‌شود. در نتيجه امكان دعا و فرستادن خواسته به نواحي روح خلاقه و تحقق آن نيز با كندي و عدم موفقيت مواجه مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما آيا امكان تبديل كلام (صوت) به نور وجود دارد؟ امواج صوتي (امواج مكانيكي) و امواج الكترومغناطيسي (امواج نوري) هر دو داراي ماهيتي انرژيائي و منتشرشونده هستند و انرژي‌ها (در علم فيزيك) قابليت تبديل شدن به يكديگر را دارند. بنابراين مي‌توان امواج صوتي را به نور و بالعكس تبديل نمود. هر چند كه پس از اين تبديل، هر يك كيفيت‌هاي متفاوت از هم داشته باشند. در حالت ديگر مي‌توان با افزايش دامنه يا نوسانات صوتي، دامنه برد آن‌ها را افزايش داده تا در فواصل دورتري انتشار يابند. مانند امواج راديوئي اف.ام. براي اين منظور، اصطلاحاً امواج صوتي و اطلاعات آن‌را بر امواج الكترومغناطيسي(نوري) سوار كرده و منتشر مي‌سازند. قرينه اين نوع ارسال در دعا را مي‌توان به توسل جستن يا حلقه زدن به افراد مستجاب‌الدعوه - ‌كساني كه از قدرت كلام بالائي برخوردارند و مي‌توانند كلام خود را به كلام نوراني تبديل كنند و هر خواسته‌اي را محقق سازند- تشبيه نمود. در اين روند، شخص دعاكننده از طريق واسطه‌ها، صداي خود را به گوش خداوند مي‌رساند.در صورت اول، شخص از خيرگي و تسليم بالائي برخوردار و مقاومت او بسيار ناچيز است. و در صورت دوم، مقاومت‌ها و آشفتگي‌هاي ذهني شخص دعاكننده هنوز به حداقل مطلوب خود نرسيده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ذكر، دعا، نذر و قرباني از ابزار باطني انسان براي كاهش مقاومت‌ها و افزايش هماهنگي در ارتباط الهي به شمار مي‌روند.با استمرار در تكرار(ذكر) نام‌هاي راهگشاي خداوند، ارتعاشات ذهني- روحي شخص تغيير يافته و با ارتعاشات و اراده الهي هماهنگ‌ترگشته و باعث جذب رحمت و فيض الهي مي‌شود. در نذر و قرباني، و به خصوص در قرباني، از ميزان مقاومت‌هاي منفي و زنگارهاي روحي مانند انواع خواسته‌هاي نفساني و منيت‌ها كاسته مي‌شود و از اين طريق شخص به مرز تسليم نزديك‌تر مي‌گردد. هر چه او به  مرز تسليم نزديك‌تر و در آن استقرار بيشتري يابد، به قابليت و امكان تبديل كلام وي به نور افزوده مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تسليم، شاه كليد اصلي در دعا و تبديل‌كننده صوت به نور است كه همانند نقطه مقاومت صفر در قوانين فيزيكي عمل مي‌كند و قادر است تا شخص دعاكننده را به يك‌ ‌هادي ابررسانا مبدل سازد و باعث القاي جريانات نور و صوت الهي به او گردد. دعا زبان بي‌مرز و بي‌ترجمان روح است و در تمام اعصار، يكي از بنيادي‌ترين و مستقيم‌ترين راه‌هاي تماس با خداوند بوده و هست. دعا بي‌مرز است زيرا ما در اقيانوسي از ارتعاشات به هم تنيده انرژي زندگي مي‌كنيم و ارتباط ما با كل هستي ارتباطي يكپارچه و پيوسته است و از اين رو حوزه عملكرد آن حتي در وراي جغرافياي كيهاني است و توسط فضا، زمان و مكان محدود نمي‌شود. دعا بي‌نياز از ترجمان است زيرا مخاطب آن بي‌نياز از هر ساختار زباني و فرهنگي است و از اين لحاظ بهترين و كارآمدترين كليد گشودن درهاي روح ما به سوي خداوند است. فقط كافي است بياموزيم، يا دقيق‌تر بگوئيم به خاطر بياوريم كه چگونه با «يكي» و نيروي «يكي» كه منبع انرژي لايزال و ابدي تمام كائنات مشهود و غيرمشهود است، ارتباط بگيريم. و بدانيم كه: دعا دعوت مستقيم خداوند است. هنر گشودن دريچه‌اي به روي سرچشمه نور است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دعا، هنر گفتگوي با خداست. هنر ارتباط با روح خلاق هستي است. هرچه اين گفتگو و اين ارتباط زنده‌تر باشد، به همان ميزان با حضور زنده خداوند كه حوزه همه امكانات است بهتر مي‌توان ارتباط برقرار كرد. در چنين فراخواني و ارتباطي است كه خداوند پاسخگو و اجابت‌كننده دعاهايمان خواهد بود، و در چنين شرايطي است كه مي‌توانيم هماهنگي لازم براي اعلام خواسته‌اي معلوم را بيابيم. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;منبع : علوم باطنی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جایگاه عرفان در قرآن به نقل از آیت الله جوادی آملی </title>
<link>http://erfansalamat.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.uploadpad.com/files/javadi.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در عرفان چند مطلب اساسي داريم. اول اينکه عرفان علم حصولي ـ که از راه ‏تحصيل به دست آيد ـ نيست بلکه قسمت عمده‎ ‎آن از راه تهذيب و تزکيه نفس به دست ‏مي‌آيد. آنجا که ذات اقدس اله فرمود ”&lt;FONT color=#993333&gt;يُعَلّمُهُمُ الکِتابَ والْحِکْمَةَ ويُزکّيهِمْ&lt;/FONT&gt;“ بخش اول ‏مربوط به فقه، اصول، حکمت و امثال اينها است و بخش دوم يعني يُزکّيهمْ مربوط به ‏عرفان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر کسي آينه جان را شفاف کند و بفهمد اين آينه را به کدام سمت ‏بچرخاند، اسرار عالم در آينه وجودش مي‌تابد و به آنها پي‌مي‌برد.‏حارثه بن مالک که درسي نخوانده بود آمد حضور پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و ‏سلم ـ و عرض کرد: من شب را صبح کرده‌ام در حالي که به مقام يقين رسيده‌ام. حضرت ‏فرمود: هر چيز نشانه‌اي دارد، علامت يقين تو چيست؟ گفت گويا عرش خدا را مي‌بينم، ‏بهشت را مي‌بينم، جهنم و زوزه اهل جهنم را مي‌بينم و مي‌شنوم، حضرت فرمود: « &lt;FONT color=#993333&gt;عَبْدٌ ‏نَوّرَ اللّه قَلْبَهُ&lt;/FONT&gt; » بنده‌اي است که خداوند قلب او را نوراني کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;‏بحث‌هاي قرآني نشان مي‌دهد که اگر کسي جان خود را شفاف کرد، يعني اهل ‏دغل و شبهه و خيانت نبود، سليم الفطره بود و فهميد آينه جان را به کدام سمت ‏بچرخاند، اسرار عالم را مي‌يابد. گاه انسان آينه جانش را به طرف مار و گرگ و عقرب ‏نگه مي‌دارد. خوب، اين آينه به جز گرگ و عقرب چيز ديگري نشان نمي‌دهد. اين‌که ‏تقصير آينه نيست بالاخره بايد کسي باشد تا به انسان بگويد آينه را درست نگه‌دار.‏خداوند در قرآن فرمود: ”&lt;FONT color=#993366&gt;کلاّ لَوْ تَعْلَمُون عِلْمَ اليَقينِ‎ ‎لَتَرَوُنّ الجَحيم&lt;/FONT&gt;“ اگر اهل علم ‏اليقين باشيد و صفاي ضمير داشته باشيد هم اکنون جهنم را مي‌بينيد. والاّ بعد از مرگ، ‏کافر هم جهنم را مي‌بيند و مي‌گويد: ”&lt;FONT color=#993366&gt;رَبّنا اَبْصَرْنا وَسَمِعْنا&lt;/FONT&gt;“&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;‏زماني در عمره مفرده در حرم مطهر پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ‏روبروي حرم نشسته بوديم، جواني نزد من آمد و گفت حاج‌آقا قصه‌اي دارم‎ ‎مي‌خواهم با ‏شما در ميان بگذارم، اجازه مي‌دهيد اين قصه را بگويم. گفتم: بفرماييد. گفت: من اهل ‏فلان شهر ايران و آبميوه‌فروش هستم.براي اين‌که آب ميوه خنک و گوارا باشد ما يک تکه ‏يخ داخل ليوان مي‌اندازيم، بعد آبميوه روي آن مي‌ريزيم تا ليوان پر شود و به قيمت ‏معمول مي‌فروشيم. آن تکه يخ که قيمتي ندارد، ما تعهد کرده‌ايم يک ليوان آب ميوه ‏بدهيم صد ريال، مقداري از اين ليوان را آن تکه يخ اشغال مي‌کند و قاعدتاً از حجم آبميوه ‏کاسته مي‌شود‎.‎بعد گفت: من يک روز صبح که آمدم مغازه در را باز کنم، ديدم قالب‌هاي يخي که ‏معمولاً صبح قبل از آفتاب مي‌آورند جلوي در مي‌گذارند شعله‌ور شده و آتش از اين يخ‌ها ‏بلند است. فهميدم که مشکل کجاست. و اين ناشي از غلّ و غش ما در فروش آب ‏ميوه‌هاست. بعد از آن رفتم ليوان‌هاي بزرگتري تهيه کردم و يخ داخل آن مي‌اندازم و يک ‏ليوان آب ميوه کامل را داخل ليوان بزرگتر مي‌ريزم و به مشتري مي‌دهم. اين جوان در ‏کنار قبر مطهر پيامبر‌اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بعد از اين جريان همين آيه را ‏قرائت کرد: ”&lt;FONT color=#993366&gt;کلاّ لَوْ تَعْلَمُون عِلْمَ اليَقينِ لَتَروُنَّ الجَحْيم&lt;/FONT&gt;“خلاصه لقمه حرام آتش است. ‏در سوره نساء فرمود: ”&lt;FONT color=#993366&gt;إنّ الذينَ يأکْلُونَ اَمْوالَ اليَتامي ظُلْماً إنّما يَأکْلُونَ في بُطُونِهِم ‏ناراً“&lt;/FONT&gt;کساني که اموال يتيمان را به ظلم مي‌خورند، همانا در حال خوردن آتشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;‏ما درسي مي‌خواهيم که فارغ التحصيلي نداشته باشد چون دشمن اصلي ما ‏شيطان، فارغ التحصيل نمي‌شود. تا زنده‌ايم ما را رها نمي‌کند ما هم تا زنده‌ايم بايد ‏درس بخوانيم. درس‌هاي حوزه و دانشگاه هم که بالاخره بعد از بیست ـ سی سال ملال آور ‏است. درسي بايد خواند که ملال را از بين ببرد و اين همان راه تهذيب نفس يا عرفان ‏حقيقي است. پالايش‎ ‎کردن درون و مراقبت دائم داشتن راه عرفان است‎.‎مرحوم کليني روايتي نقل مي‌کند به اين مضمون که انسان‌هاي اولي خواب ‏نمي‌ديدند. انبيا به آنها مي‌گفتند: حساب و کتابي هست و هرکسي در برابر اعمالش ‏مسؤول است ولي مردم باور نمي‌کردند. کم کم رؤيا نصيب افراد بشر شد، پس از آن ‏افرادي که خواب مي‌ديدند، بامداد حضور پيامبرشان مي‌رسيدند و مي‌گفتند: اين‌ها ‏چيست که ما در خواب مي‌بينيم؟ پيامبرشان فرمود: اين‌ها نمونه‌هايي از آن چيزهايي ‏است که ما درباره‎ ‎بعد از مرگ مي‌گوييم. به هر حال راه تهذيب نفس بهترين راه عرفان ‏حقيقي است و اختصاصي هم به درس خوانده‌ها يا حوزه يا دانشگاه ندارد و ملال‌آور هم ‏نيست.‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;منبع :http://www.elmoerfan.parsiblog.com&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 20:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=erfansalamat&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>erfansalamat</dc:creator>
<guid>http://erfansalamat.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
