
الهي، شکرت که توشه اي جز توکل ندارم.
الهي، شکرت که فهميدم که نفهميدم،و رسيدم که نرسيدم.
الهي، به نعمت حضور قلبم را از خطور ذنوب بازدار.
الهي، عاشق را با شعر و شاعري و سجع و قافيه پردازي چه کار؟
الهي، همه اين و آن را تماشا کنند و حسن خود را، که تماشايي تر از خود نيافت.
الهي، دل بي حضور ، چشم بي نور است؛ اين، دنيا را نمي بيند و آن ، عقبا را.
الهي،سست تر از آنکه مست تو نيست کيست؟
الهي،از خواندن نماز شرم دارم و از نخاندن آن شرم بيشتر.
الهي،خفتگان را نعمت بيداري ده و بيداران را توفيق شب زنده داري و گريه و زاري.
الهي،تو خود گواهي که اين سخنان از بي تابي است؛ بر ما متاب.
الهي،عقل و عشق، سنگ و شيشه اند؛عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهي، غبطه ملائکه اي مي خورم که جز سجود ندارند،کاش حسن از ازل تا ابد در يک سجده بود.
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت
17:28 |

