تبليغاتX
عرفان سلامت

همين حالا امتحان كنيد . شايد اگر چشمانتان را ببنديد ، اين تمرين برايتان ساده تر شود . بعدها وقتي « در بدن بودن » برايتان طبيعي و ساده شد ، بستن چشم ها ضرري ندارد .

توجه خود را به درون بدن معطوف كنيد ، بدن را از درون احساس كنيد . آيا زنده است ؟ آيا در دستان ، بازوان ، پاها ، ران ها ، شكم و سينه شما حيات جريان دارد ؟

آيا مي توانيد ميدان انرژي ظريفي كه سراسر بدن شما را فرا گرفته است و يكايك سلول ها و اعضاي بدن را با نيروي زندگي مرتعش مي كند ، احساس كنيد ؟ آيا مي توانيد آن را در همه اعضاي بدنتان همزمان و به صورت يك ميدان انرژي احساس كنيد ؟

چند لحظه بر حس كردن بدن دروني خود متمركز شويد . در اين باره فكر نكنيد ، آنرا احساس كنيد .هر چه بيشتر به آن توجه كنيد ، احساس شما واضح تر و قوي تر مي شود . احساس مي كنيد يكايك سلول هايتان زنده تر مي شوند و اگر تصوير پردازي شما قوي باشد ، شايد تصويري نوراني از بدن در ذهنتان مجسم شود . هر چند چنين تصويري مي تواند در كوتاه مدت مفيد باشد ، اما توجه خود را بيشتر به احساس كردن معطوف كنيد تا به تصاويري كه پديدار مي شوند . هر تصويري در چارچوب شكل تعريف شده است و در نتيجه امكان نفوذ عميق را محدود مي كند .

نوشته : اكهارت تول – نيروي حال

+ نوشته شده توسط مــحمــد در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 21:54 |

انسان دارای روحی است كه اگر تقویت‏شود، قدرت تصرف در امور و اشیای دیگر را به دست می‏آورد . البته این تصرف بر اساس نظام علی و معلولی است . مرتاضان و كسانی كه كارهای خارق العاده انجام می‏دهند، تا حدودی دارای كارهایی هستند كه نوعی كرامت‏شمرده می‏شود و از این جهت‏با عرفا و صاحبان ولایت تكوینی تشابه دارند . دلیل آن را نیز باید در این نكته جست و جو كرد كه نظام جهان بر اساس علت و معلول است و هر پدیده‏ای بر اساس علتی موجود می‏شود . علت‏برخی امور روشن و واضح است . چنان كه علت عادی توقف قطار ترمز لكوموتیوران است؛ اما علت‏برخی از كارها خلاف عادت است . مثل این كه كسی با قدرت روحی خود قطار را متوقف می‏كند .
روح انسان فرمانده بدن است و كلیه كارهای بدن سالم تحت فرمان او انجام می‏شود . برخی از نفوس به دلیل تمرین‏ها و ریاضت‏های خاص چنان قوی می‏شوند كه می‏توانند افزون بر بدن خود، در انسان‏ها و اشیای دیگر نیز حالت تدبیر داشته باشند . انسانی كه اراده خود را قوی كرد، امكان می‏یابد بر امور و پدیده‏ها تأثیر بگذارد . این جزئی از نظام علت و معلول جهان مادی و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زیرا نفس انسان مظهر خداوند است و در صورتی كه تقویت‏شود، توان تصرف و انجام كارهای خلاف عادت را به دست می‏آورد .
تقویت نفس با تمرین‏هایی كه اصطلاحاً ریاضت‏خوانده می‏شود، حاصل می‏گردد . ریاضت دو گونه است: ریاضت‏شرعی كه مطابق با شرع و با راهنمایی معنوی ولی الله الاعظم - سلام الله علیه - انجام می‏شود؛ و ریاضت‏های غیر شرعی . پویندگان راه شریعت‏به مدارج قرب الاهی و ولایت تكوینی نائل می‏آیند؛ اما آنان كه از روش‏های غیر شرعی بهره می‏برند، تنها توان تصرف در برخی امور را به دست می‏آورند . عرفا و مرتاضان از جهت‏بروز كرامت‏با هم تشابه دارند و هر دو كارهای خارق العاده انجام می‏دهند . البته آن كه به مقام قرب وارد شد و از خود فانی گردید، در صدد بروز كرامت و كارهای خارق العاده نیست، و آنچه از وی عیان می‏شود، اموری است كه از وسعت وجودی‏اش ریزش می‏كند .
آری، برخی انسان‏ها به واسطه قدرت روحی خود می‏توانند كارهای خارق العاده انجام دهند؛ زیرا نظام عالم براساس علت و معلول است، برخی از علت‏ها برای ما روشن است و آن‏ها را علت‏های عادی می‏خوانیم و برخی برای ما آشكار نیست و آن‏ها را خلاف عادت می‏پنداریم . كارهای خلاف عادت این افراد به نفس انسانی ریاضت كشیده منتسب است . بین این انسان‏ها و عارفان تفاوت‏های زیر قابل توجه می‏نماید:
1 . عارف به مقام قرب بار یافته، براساس دستورهای شرعی به مقامی رسیده است كه می‏تواند كارهای خدایی انجام دهد . امام صادق - سلام الله علیه - می‏فرماید: العبودیة جوهرة كنهها الربوبیة، فما فقد فی العبودیة ود فی الربوبیة و ما خفی عن الربوبیة اصیب فی العبودیة بندگی گوهری است كه حقیقت آن مقام ربوبیت [تصاحب در امور] است . پس آنچه در بندگی پنهان است، در مقام ربوبیت‏یافت می‏شود و هر آنچه در مقام ربوبیت پنهان باشد، با بندگی حاصل می‏شود . «رب‏» به معنای مالك و صاحب است كه در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد . بدین اعتبار یكی از اسمای حسنای حضرت حق «رب‏» (صاحب اختیار تمام موجودات) است . «مقام ربوبیت‏» یعنی مقام تصرف در امور و اشیا . روایت‏شریف می‏گوید: آن كه به مقام بندگی راه یافت ، دارای گوهری می‏شود كه می‏تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و كنه بندگی مقام ربوبیت است و آن كه بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم «رب‏» خدای جهانیان می‏گردد . ظاهر بندگی در دنیا اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی . بنابراین، آن كه به مقام قرب الاهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست می‏آورد . عرفا براساس همین مقام كارهای خارق العاده انجام می‏دهند؛ اما مرتاضان باتمرین‏های خلاف شرع نفس خود را تقویت می‏كنند .
2 . هدف عرفا بروز كرامت نیست . هدف آن‏ها بندگی خدا و دعوت مردم به توحید و بندگی خداوند متعال است و كراماتشان در جهت دعوت مردم به ماورای طبیعت و حقایق معنوی یا كمك به رفع مشكلات مردم تحقق می‏یابد . در حقیقت مثل آن‏ها مثل ظرف لبریز از آب است كه گاه آب از آن سرازیر می‏شود؛ اما هدف مرتاضان رسیدن به شهرت یا تقویت نفس است .
3 . عرفا بسته به درجه قربشان دارای قدرت تصرف و كارهای خارق‏العاده متنوع و گسترده‏اند؛ زیرا آن‏ها خدایی شده‏اند وخدای عالم نامحدود است . پس هر چه بهره آن‏ها از فیض الاهی بیش‏تر باشد، قدرت بیش‏تری دارند . در حالی كه مرتاضان از قدرت محدود و كارهایی با تنوع اندك بهره می‏برند؛ مثلاً آن‏ها نمی‏توانند مرده زنده كنند، ولی عارف بالله با اجازه الاهی مرده زنده می‏كند .
4 . تمام كارهای عارفان با توجه به اجازه و رضایت الاهی براساس شرع و فضائل اخلاقی است؛ بدون اجازه الاهی به هیچ كاری دست نمی‏یازند و در همه حال بنده اویند . مقام آن‏ها مقام فنای فی الله و بقای بالله است؛ برخلاف مرتاضان كه براساس خواهش نفس كار می‏كنند و چه بسا كارهای خلاف اخلاق نیز انجام می‏دهند .
5 . كارهای مرتاضان بر آموزش وتمرین استوار است و انجام هر كاری با آموزش و تمرین و پشتكار فرد میسر می‏شود؛ اما عارف بر اساس بندگی و مقام قرب دارای قدرت تصرف می‏شود و در این جهت از كسی آموزش خاصی نمی‏بیند . 

منبع :http ://www.rasekhoon.net 

+ نوشته شده توسط مــحمــد در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 21:13 |