تبليغاتX
عرفان سلامت
 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 22:41 |

تسلیم نشو ، آینده را ببین ، مثبت بمان و همه تلاشت را بکن سال هاست که من به کودکان مفهومی ساده اما قدرتمند می آموزم فلسفه مورچه ، به نظر من هر کسی باید درباره مورچه ها مطالعه کند. آن ها یک فلسفه چهار بخشی شگفت انگیز دارند ، که اولین بخش آن این است : مورچه ها هر گز تسلیم نمی شوند .فلسفه خوبی است . اگر آن ها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری می گردند . بالا می روند ، پایین می روند ، دور می زنند. آن ها به جست و جوی خود برای یافتن راهی دیگر ادامه می دهند  . چه فلسفه کار آمدی . هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند دست نکش.بخش دوم: مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند . این نگرش مهمی است . نمی توان این قدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستان هستند .یک حکایت قدیمی می گوید : خانه ات را در تابستان بر روی شن نساز . چرا به این پند نیاز داریم ؟ زیرا مهم است که آینده نگری کنیم . در تابستان باید فکر توفان را هم بکنیم . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید .سومین بخش از فلسفه مورچه این است : مورچه ها کل زمستان را تابستانی می اندیشند و این هم مهم است . در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد . به زودی از این جا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم ، مورچه ها بیرون می آیند . اگر دوباره سرد شد آن ها بر می گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند . آن ها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند. و اما آخرین بخش از فلسفه مورچه : یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند ؟ هر چقدر که در توانش باشد . چه فلسفه باورنکردنی ای ، فلسفه : هر چقدر در توانایی ات است . وای ! چه فلسفه فوق العاده ای فلسفه مورچه . هرگز تسلیم نشو ، آینده را ببین ، مثبت بمان و همه تلاشت را بکن.

برگرفته از : مجله موفقیت

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 21:11 |

من و شما و خیلی‌ها، تا بزرگی را می‌بینیم - نمی‌دانم، شاید از روی عادت باشد، یا شاید ...!؟- فوراً جلو می‌رویم و می‌گوییم : " آقا یك نصیحتی به ما بفرمایید". همین مسأله، موضوع فرمایش حضرت آیت الله محمد تقی بهجت است كه خود، اندرزی بسیار ارزنده‌ و نصیحتی پربار است.به امید آنكه لااقل بر این پند گوش فرا دهیم و به هوش آییم.

                                                بسم الله الرحمن الرحیم             

 آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سوال می‌شود ، آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه ؟ آیا می‌‌دانید که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم می‌فرماید؟ آیا اگر به معلومات [و آنچه می‌داند] عمل ننماید، توقع زیاد شدن معلومات شایسته هست ؟ آیا باید دعوت به حقّ از طریق لسان باشد؟ آیا [معصومین] نفرموده‌اند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید" ؟ آیا جواب این سوال‌ها از قرآن کریم « و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا » آنان كه در راه ما تلاش كنند به راه‌های خویش هدایتشان می‌كنیم، و از کلام معصوم علهیم ‌السلام « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم » هركس بدان‌چه می‌داند عمل كند خدا علم آنچه كه نمی‌داند را روزیش می‌كند و « من عمل بما علم، کفی ما لم یعلم » هر كس به آنچه می‌داند عمل كند، همین از آنچه نمی داند كفایتش می‌كند. [روشن نمی‌شود؟] ، خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می‌دانیم زیر پا نگذاریم، و در آنچه نمی‌دانیم توقّف و احتیاط نماییم تا [در آینده برایمان] معلوم شود. از آنهایی نباشیم که گفته‌اند :

                    پی مصلحت مجلس آراستند                         نشستند و گفتند و برخاستند 

نوشته : آيت الله العارف محمد تقي بهجت – به نقل از تبيان

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 19:35 |
سحر نام تمام دختران دنياست

سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.
تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .
تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.
 
مديريت فردي
همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري
1- هدف خود را تعريف كن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن
3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي
4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كن
مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و غصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟

اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .

دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .

حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.

پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .

دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن.   
 
برگرفته از : ofc.ir
 
 
+ نوشته شده توسط محمد در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 2:18 |